زنان آزاده ایرانی در طی 28 سال گذشته همواره در پی
مطالبات و خواسته های خود در صحنه مبارزات حضور فعال و حق
طلبانه داشته و دارند. دراین پروسه سعی کردند همواره با
پرهیز از هر گونه خشونت با رفتارهای مدنی و خردگرایانه حق
خود را کسب نمایند. درسال 57 ( 17 اسفند برابربا 8 مارس )
و متعاقب آن در فرودین سال 1358 اولین و وسیعترین تظاهرات
زنان آزاده ایرانی اعم از کارمندان ، پرستاران ،معلمان و
دانشجویان و سایراقشار بر علیه حجاب اجباری انجام گرفت.
بذرآزاد اندیشی در زنان ایرانی بعد از انقلاب مشروطه کاشته
شد واکنون به درختی سترگ تبدیل شده است . زنان آزاداندیش
به خوبی آگاه میباشند که حجاب صوری حجاب فکری را نیز به
همراه خواهد آورد. آنان درپی تثبیت جایگاه فرهنگی و
اجتماعی خود در هماهنگی با دنیای مدرن بوده و هستند،ودرطی
این سالیان سعی نمودند با عدم تمکین به خواست کارگزاران
حکومتی آنرا به سبک و سیاق خود تغییردهند. زنان دگر اندیش
ایرانی در پی حرکات و اعتراضات به زندان افتادند ، شکنجه و
تجاوز شدند ، اعدام شدند ولی در پی استیفای خود در صحنه،
حضوری فعال داشته و دارند.
22 خرداد سال 84 اولین حرکت اعتراضی زنان بعد از 26 سال به
صورت تجمعی با شکوه در برابر سر در دانشگاه تهران برگزار
گردید، و با شعار جهان دگر ممکن است و حقوق برابر زن و مرد
، حرکت خود را آغاز نمود. بتدریج کمپین 1 میلیون امضا
براساس خواستهای بر حق زنان شکل گرفت ، حرکتی که میرفت تا
آغازی برای کسب حقوق مسلم زنان بر اساس اعلامیه جهانی حقوق
بشر در جامعه مرد سالارایران باشد.
ولی این خواستها ، بدون در نظر گرفتن خواست اولیه یک انسان
، انسانی که حق اولیه اش آزادی پوشش و حق زیست در محیط
آزاد و
امنیت اجتماعی و اقتصادی است ممکن نمی باشد.
در جامعه ای که زن را به مانند یک کالا خرید و فروش میکنند
و به نمایش میگذارند و قانونی برای حمایت وجود ندارد ،
باید الویت مبارزه را به ساختارهای سیاسی وفرهنگی و
اقتصادی که ریشه در واپسگرایی مذهبی دارد قائل شد ، چه اگر
نتوانیم این ساختار ها را دگرگون سازیم ، نمیتوانیم قدمهای
اساسی و جدی تر را برداریم .
زنان ما هر روزه گرانی و تورم روز افزون و انواع
مسئولیتهای خانه و اجتماع روی دو ششان سنگینی میکند و به
عینه فقر گسترده اعتیاد ، فحشا ،بیکاری و گرانی را با گوشت
و پوست خود احساس میکنند. مشکلاتی که موجب آسیبها و
نابهنجاریهای عدیده در ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور
گردیده.
یکی دیگر از پدید ه های کریه وقرون وسطائی عصر جاهلیت ،
حکم سنگساراست بعنوان یکی از شیوه های ناعادلانه و غیر
انسانی مجازات اسلامی.
کبری یکی از آخرین نمونه ها است ، زنی که قربانی حقوق نا
برابر
و بیعدالتی ها ی جامعه زن ستیز مان میباشد ، او توسط شوهرش
به
خود فروشی تن در میدهد و قانون رافت و مرحمت اسلامی او را
به سنگسار محکوم میکند اما شوهراو میتواند در فضای امن
زندگی منحوس خود را ........با وجدانی آسوده....... با
اعتیاد ش...ادامه دهد.
کبری و شهلا ، دلارا و ملک و دهها نمونه دیگر از این زنان
نگون بخت که در انتظار سنگسارند نیز حق دارند درشرایط امن
اجتماعی و اقتصادی زندگی کنند، و به راستی کدام مرجع برای
شکوه و شکایت آنان میشناسید ، کجا باید فریاد زنند؟ جواد
لاریجانی ، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه گفت : ما باید
سنگسار را برای ایراد کنندگان درست توجیه کنیم، ما هرگز
اسلام را فدای چالش های مربوط به حقوق بشر نمی کنیم ، ما
انقلاب کرده ایم که احکام اسلام را اجرا کنیم
قانونی که مرد میتواند با ارائه دلایلی همچون عدم تمکین زن
وبدون در نظر گرفتن هیچ حقی و حقوقی از او جدا شود.قانونی
که اخیرا مهریه را از عندالامطالبه ، به عندالاسطتاعه
تغییر داده است.
زنی که در اجتماع بحران زده و بدون پشتوانه اقتصادی باید
تامین معاش نماید ، و قانون رافت اسلامی به "پشتیبانی از
زنان" ، طرح ازدواج موقت و خانه های عفاف را به میان
میکشد، و رواج فحشا قانونی. کارگزاران حکومت همه مسائل را
با دید منوپولی و مافیایی زیرنظردارندو کنترل میکنند. و
منافع اقتصادی ایجاب کرده زنان و کودکان را صادرکنندو
البته سود سرشار آن ، باعث گشته روی
مسائل زنان دقت نظر بیشتری داشته باشند.
سیستمی که خود در ترویج و فرهنگ سازی فحشا و بی بند و باری
نقش اصلی را داراست. این جامعه ، هر روز بی هویت تر و خشن
تر میشود ، ناهنجاریها و ریزش معیار ها و باورها.........
تبعات زیان بار این طرحها ازجمله افزایش کودکان خیابانی ،
سقط جنین،انوای بیماریهای مقاربتی، اعتیاد، ایدز وآسیبهای
روانی که منجر به بالارفتن خود کشی در میان زنان شده است
میباشد.
بر اساس آمارارائه شده از منابع دولتی ، ازهر500 ایرانی یک
نفر به ایدز مبتلا است و این بیماری در شهر های تهران و
مشهد رو به افزایش میباشد.
نظاره گر این فاجعه های هر روزه به راستی تا به کی؟
مسئله ای که در گیر آنیم این است که آیا واقعا باید خواست
واقعی ما
زنان ، دیه وحق ارث و شهادت برابر باشد؟ آیا ضروری تر و
اساسی ترآن نیست که با ساختار های سیاسی و بنیان های
فرهنگی کنونی مبارزه کنیم ؟ ساختارهائی که همانند جذام ،
سر و بدن ما رافرا گرفته و باید ریشه را یافت و قطع کرد.
ما در این راه باید به خرد و اندیشه زنانه خود تکیه کنیم ،
تا به کی میخواهیم به دنبال پشتیبانی آیات اعظام باشیم،و
چتر حمایتی آنان را بالای سرمان نگه داریم ، و به تبع آن
جامعه را بخود ناباور کنیم ؟
پشتیبانی آیت اله صانعی و رفسنجانی ازمسئله برابری دیه بین
زن و مرد اما نادیده گرفتن حق زنان ازمنظر حقوق بشردرجامعه
، و سکوت ایشان و دیگر یاران اصلاح طلبشان از سرکوب
وحشیانه زنان جای سوال دارد،.اینان در کل ، باوری به حق و
حقوق زنان ندارند.
به نقل از آیت الله رفسنجانی در مقاله که در روز آن لاین
در تاریخ 10.03.85 گفته شده ، ایشان به دفاع از حقوق زنان
پرداخته ودر رابطه با برابری دیه زن و مرد موضع خود را
چنین اعلام میدارد:
" به لحاظ اقتصادی زن در جامعه و نقشی که زنان در تولید
ثروت در جامعه دارند، باید دیه زن و مرد برابر باشد ، در
همین راستا بنده با این اظهار نظر موافقم."
کار به جائی کشیده که محسن غرویان از مشهور ترین روحانیون
محافظه کار و شاگرد مصباح یزدی نیز به جمع روحانیونی پیوست
که خواستار برابری دیه زن و مرد شد. اما براستی چرا؟
همه ما زنان بخوبی اشراف داریم که همواره زنان وسیله ای
برای حاکمان 2 جناح بودند برای بازیها وتاخت و تازیهای
سیاسی شان ، سناریوی که نقش اول آن را برای به قدرت رسیدن
حاکمان وقت ، زنان به عهده داشتند.
زنان ما عروسک های ویترین شما مشاطه گران سیاسی نیستند که
هر زمان اراده فرمودید ، از ویترین بیرون آورید ، روسریشان
را
جلو و عقب ببرید ، گاه زمان بزکشان کنید گاه زغال بر روی
صورتشان کشیده ، سیاهشان.
فرصت طلبانی که سوار موج میشوند و از حرکات اعتراضی به سود
و منافع خود آن را تغییر داده و سمت و سو میدهند
آنانی که از حقوق بشر و رفع تبعیض از جهان اسلام و اسلام
دمکراتیک به سخنرانی ها درمجامع بین اللملی مبادرت می
ورزند، وبا قبول تنها پرونده های جنجالی سعی براعتبار
بخشیدن به شخصیت حقوق بشری خود می نمایند ، واقعا وجدانی
راحت دارند
آیا صدای زنان در بند ما را نمیشنوند؟ صدای کبری ، صدای
دلارا
صدای مریم کعبی و دهها و صدها در بند را........
آیا تکه تکه شدن شکوه آریائی مدد کار اجتماعی را در خانه
اش ،
یا آن دختر 18 ساله سنندجی که تکه ها جسدش در زباله دانی
پیدا شد
نمیبیند؟
و مسئله دیه را آنقدر برایمان مهم و دارای ارزش کرده اند ،
که از رواج خانه های عفاف و صیغه و نداشتن مهریه ، بیکاری
، گرانی و تورم به آسانی میگذریم.
تمامی این جنبش ها در زمانی میتوانند به هدف غایی و نهایی
خود برسند و توده مردم را به همراه داشته باشند که
ساختارهارا در کلیتش به زیر سوال برند.و چالشی در برابر
آنان باشند.
مردم از بازیهای عوام فریبانه جناحی خسته و آگاهند ، مگر
قرار است چند بار با طناب فریبکاری به چاه بروند.
بازیها را امید است به خوبی بشناسیم و با آگاهی رسانی وارد
بازیهای اپوزیسیون ساختگی حکومتی نشویم. و نگاهی از بالا و
سخت روشنفکرانه و سازشکارانه نداشته باشیم.و خواستمان و
رفتارمان نگاهمان به عمق، به درون جامعه ، و دردها و
معضلاتش باشد.
میترا ایرانی
سی ام خرداد ماه 1386