پروژه برگماری احمدی نژاد در سناریوی انتخابات ریاست
جمهوری کاملا شکست خورده است اما پذیرش آن از جانب حاکمیت
براحتی صورت نمی پذیرد و نوعی فرصت مناسب در یک واقعه
ناگهانی لازم هست تا عدم کفایت دولت احمدی نژاد اعلام
شود.همه شیادان حکومت پیرامون احمدی نژاد را احاطه کرده
اند و عاقل ترهای خارج از حکومت دیگر از اعمال وکردار خود
در گذشته نه چندان دور"مانند دوره بنی صدر" پشیمانند و
حاضر نیستند دست به کودتا بزنند چون بخوبی می دانند شانسی
ندارند چراکه تمام بازوی نظامی در اختیار ولی فقیه و دولت
دست نشانده اواست .اگر جریانات موسوم به اصلاح طلبی به
ناکار آمدی حکومت اسلامی برای همیشه پی برده باشند ،تنها
شانس آنها در سازماندهی مردم وبه خیابان کشیدن مردم را می
توانند در چشم اندازنه بسیار دور به اجراء بگذارند که
برابر شناختی که از آنها موجود می باشد آنها "اینکاره"
نیستند.حاکمیت جنگ طلب درپی تکرار تئوری و سوژه "جنگ نعمت
الهی است " می باشد تا خود را در حکومت حفظ نماید.پرچمدار
وتئوری پرداز اصلی جنگ طلبی در حاکمیت جمهوری اسلامی هیچکس
نیست به جزء "حسین شریعتمداری" که همه کاره و سیاست گذار
کلیدی رژیم اسلامی وبه جناح جنگ طلب همین حکومت تبدیل گشته
است.در جمهوری اسلامی همواره آن سیاستی پیش می رود که به
ظاهر رسمیت ندارد.مثلا در مورد فتوای قتل سلمان رشدی،تمام
تلاش دولت جمهوری اسلامی در رابطه سیاسی واقتصادی با اروپا
براین محور متمرکز شده بود تا نشان دهند که فتوای آیت الله
خمینی سیاست رسمی دولت جمهوری اسلامی نیست و آن فتوا یک
موضوع مذهبی است که آقای خمینی بدان مبادرت ورزیده است. در
شرائط کنونی نیز حسین شریعتمداری مسئولیت حکومتی ندارد و
خود را مستقل از حاکمیت قلمداد می نماید اما آشکارا او با
تیم ویژه روزنامه کیهان یک امپراتوری تشکیل داده است که به
مثابه ماشین تئوری پرداز حکومت عمل می نماید. در حال حاضر
روند فروپاشی حاکمیت در میان شخصیت های اصلی و صحنه گردان
جمهوری اسلامی که در گذشته از پست های کلیدی برخوردار
بودند آغاز شده است." درگیری جواد لاریجانی و علی اکبر
ولایتی نمونه بارزی از این قماش می تواند باشد" در اواخر
حکومت شاه همین دسته بندی ها وتهمت زدن ها در میان وزیران
شروع شده بود تا اینکه شیرازه حکومت شاه از هم پاشیده
شد.هریک ازپایوران قبلی حکومت اسلامی تقصیرات گذشته را به
گردن دیگری می اندازد تا خود را رهائی بخشد تا در آینده از
خود به عنوان یک فیگور مصلح و خیرخواهد در برابر مردم
ایران جلوه دهد.این افراد سعادت آتی خود را در عرصه سیاست
در جنگ طلبی نمی بینند چراکه بدرستی فهمیده اند که در
پاسخگوئی جنگ بیهوده هشت ساله ایران و عراق نیز در باتلاق
مانده اند وبه همین خاطر حاضر نیستند زیر بار جنگ دیگر
برودند. آنها بیشتر در برائت ازاعمال ورفتار وتصمیم
گیریهای گذشته حکومت، گوی سبقت را ازیک دیگر می ربایند
وفعلا این شیوه را برگزیده اند. این جناح بخوبی می داند که
دیگر جنگ موهبت الهی نیست چراکه اینبار اگر جنگی رخ دهد
دیگر در مرزهای دوردست نمی باشد بلکه در قلب ایران شکل
خواهد گرفت که آنها توانائی زندگی در درون جبهه جنگ را با
کمبود برق و آب و آذوقه را ندارند.آقازاده های کنونی درجنگ
ایران وعراق که در دور دستها شعله ور بود و بچه های مردم
ساده لوح کشته می شدند تا توانستند در تجارت کالاهای جنگی
وغیر جنگی سهیم بودند ولی اینک ترجیح می دهند زندگی مجلل
خود را حفظ نمایند.آنها بخوبی می دانند که دیگراز آن مردم
ساده لوح برای شهادت نیز خبری نیست وشور جنگی در میدان کم
هست وجنگ آتی دیگر جنگ انسانی نیست بلکه یک جنگ کاملا
مبتنی برتکنلوژی پیشرفته استوار گشته است.اما ارزیابی حسین
شریعتمداری از گونه دیگریست.او هنوز فکرمی کند می تواند بر
طبل جنگ بکوبد ودر سایه آن لشگریان فراوانی را بدور دولت
پادگانی گرد آورد لذا با پیش کشیدن استراد بحرین به قلمرو
ایران می خواهد احساسات ناسیونالیستی بخشهای معینی از مردم
را تحریک نموده تا آنها را به جانب دولت هدایت نماید.در
ارزیابی های او همه ناسیونالیست ها وپان ایرانیست ها
وشاهپرستان نیز جای می گیرند اما فراموش می نماید که از
واگذاری بحرین به امیران آن سرزمین چهل سال می گذرد و
دیگر بکلی آن موضوع فراموش گردیده است واگر واگذاری صورت
گرفته است بطور قانونی با نظارت وتوافق شاه وقراردادهای
بین اللملی صورت پذیرفته است ولذا شاهدوستان ناسیونالیست
دیگر نمی توانند علیه فرمان رهبر خود که دیگر در قید حیات
نیست اعتراضی داشته باشند.اما او همه تلاش خود را می نماید
تا حمله ای یا آتشی انفجار گونه در منطقه رخ دهد ودر سایه
آن بلوائی به پا شود تا حکومت نظامی هرچه بیشتر خود را
تثبیت نماید.جناح جنگ طلب امریکا که تنها به فکر فروش
اسلحه ومهمات می باشند نیز خروار خروار به منطقه خلیج فارس
اسلحه می فروشند ومافیای روسیه نیز به ایران اسلحه سرازیر
می نماید.بهرصورت حسین شریعتمداری خواسته ویا ناخواسته به
جیب سلاح فروشان دنیا پول های باد آورده به ارمغان می
آورد.یک شرکت بزرگ نفتی امریکائی در بعد از فروپاشی
اردوگاه شوروی تنها به این بسنده کرد که بگوید"چچن دارای
پانصد میلیارد دلار نفت می باشد" همان گفته باعث قیام و
جنگ چچنی ها شد تا خودشان صاحب پانصد میلیارد دلار نفت
بشوند. اما امریکا با آن حرکت حساب شده اش ،چچن را به جان
روسیه انداخت .اینک حسین شریعتمداری نیز صحنه گردان شبیه
به آن اوضاع شده است یا سلاح ها بفروش برسد یا منطقه به
آشوب کشیده شود تا حاکمیت با سیاست "کربلائی" ایران را بار
دیگر برای ظهور " حضرت مهدی " آماده سازد که در همین رهگذر
کلاه شرعی مناسبی در درست آقایان هست. رجال سیاسی حکومت
اسلامی از همان آغاز قدرت گیری نشان داده اند که از
مسئولیت تاریخی شعورمند در برابر ملت ایران برخوردار
نیستند و براحتی وهرلحظه می توانند ایران را به کام جنگ
خانمانسوز و شوم بکشانند.نارضایتی مردم هر روز بیشتر و
بیشتر می شود اما همه آن نارضایتی ها به یک کانال مناسب
سیاسی هدایت نمی شود وتنها بخش ناچیز وفداکاری همیشه در
میدان نبرد با جمهوری اسلامی در صحنه می باشند و بهمین
خاطر رژیم براحتی حریف آنها می شود تا آزادیخواهان
وروزنامه نگاران و رهبران سندیکائی کارگران وجنبش زنان را
سرکوب نماید.در غیاب یک آلترناتیو سراسری که توانسته
باشدهمه مخالفین را سازمان دهد رژیم اسلامی توانسته است
همه مبارزین را سرکوب نماید که متاسفانه همه زحمات آنها
به هدر رفته است.پیش بسوی اتحاد همه نیروهای سیاسی که با
صداقت و صراحت وصمیمیت و صلابت بطور شبانه روزی در همه جا
در حال تلاش و مبارزه برای کسب آزادی می باشند.