|
فرزندان یک مرحوم در حال نزاع بر سر تقسیم میراث پدر بودند که مردی
از راه رسید و گفت سهم ما را هم از این مرده ریگ بدهید . اولاد متوفی گفتند
: شما که هستید ؟ مرد گفت : من همسایه شما هستم . فرزندان با مرد مدعی به
نزاع برخا ستند که تو کدام همسایه هستی که تا کنون تو را ندیده ایم ؟
مردان میراثی به جای اینکه بپرسند ، همسایه هستی که هستی ! مگر همسایه ارث
می برد ؟ در پی اثبات همسایه نبودن آن مرد بر آمدند .
حال حکایت ماست و انتخابات مجلس خبرگان .
این باور که " رهبر " منصوب خداوند و ائمه (ع) است ، تئوری شناخته شده ای
است . بارها این مطلب را از زبان اولیای امورمان شنیده ایم که کار مجلس
خبرگان " کشف " رهبر است نه انتخاب او . و بر اساس همین باور است که در این
همه سال هیچ گاه گزارشی از خبرگان رهبری در نظارت بر عملکرد رهبر و نهاد
های زیر نظر ایشان نشنیده ایم . این تفکر ، عزل و نصب رهبر را از دایره
قدرت انسان خاکی خارج می داند . زیرا که رهبر را از آب و گل دیگری می داند
، که انتقاد از او، شایسته آدمیان " تردامن " " شراب آلوده " زمینی نیست .
" انتخابات " راه کاری بشری است که انسان واجب الخطای امروزی برای مهار
فساد ذاتی قدرت اندیشیده است . مفروضات این شیوه حکومت مداری عبارت است از
:
۱- انسان میل به قدرت بی حد و حصر دارد .
۲- قدرت بی حد و حصر فساد می آورد.
و از ۱ و ۲ نتیجه می گیرد که این قدرت طلبی آدمی، نیاز به محدود و محصور
شدن دارد تا از فساد و تباهی آن جلوگیری به عمل آید . حال اگر فردی را
دارای چنان عصمت ذاتی ای دانستیم که فوق چون و چرا باشد ، دیگر چه نیازی به
برنامه ریزی برای مهار قدرت وی داریم . ممکن است در اینجا به ظاهر، ادعای "
عصمت " وجود نداشته باشد اما زمانی که فردی به چنان هیمنه ای توصیف شد که
هیچ کس را یارای انتقاد و بازخواست از وی نباشد ادعای معصومیت به وجود آمده
است .
در اینجا دیگر معیارها و استانداردهای بشری معنای دقیقی نخواهد داشت .
زمانی سخن از انتخاب ، انتقاد و تحلیل معنی می دهد که فرد را همچون خود،
بشری خطاکار ، زمینی و فاقد عصمت بدانیم و یا لااقل در شانی از شئون ، او
را خاکی و خواب آلوده و همنشین بشر خاکی بیانگاریم .
در جایی که از فردی نمی توان مطالبه دلیل کرد ، بلکه خود او و بزرگی ذاتی
اش دلیل دانسته می شود دیگر سخن از انتصاب است و انقیاد و تحلیل .
انتخابات خبرگان رهبری چندان معنا و وضوح آشکاری ندارد . از طرفی قرائتی
سخن از آن می گوید که " انتخابات نه مقبولیت می بخشد و نه مشروعیت " و از
طرفی چنان نزاعی بر سر نماینده شدن در گرفته است که گویی باورشان شده که
انتخاباتی در پیش است.
آیت الله مصباح یزدی تئوریسین جریانی است که " جمهوریت " و مبنای رای مردم
داشتن حاکمیت را نمی پذیرد ، بلکه به حکومت اسلامی اعتقاد دارد - البته
ایشان از افراد صادقی هستند که باورهای خویش را بدون شرمندگی بیان می دارند
. دیگران همین عقیده را با لعاب مردمسالاری به خورد مردم می دهند - که در
آن رای مردم حداکثر زینتی است برای حکومت تئوکراتیک.
ایشان ولایت فقیه را استمرار حرکت پیامبر می داند . همان گونه که پیامبر ،
شان پیامبریش را از رای مردم کسب نکرده است ولی فقیه نیز مقبولیت و مشروعیت
خود را از رای مردم نمی گیرد . رهبر را باید کشف کرد، نه نصب و این مهم به
عهده مجلس خبرگان رهبری است .
تا اینجا تناقضی در رای مصباح و پیروانش وجود ندارد ، بلکه پارادوکس از
آنجا ایجاد می شود که بخواهیم از رای و انتخاب مردم برای این کشف استفاده
کنیم.
ما انسان های خطاکار و زمینی ، انتخابات هایمان هم قطعا ناقص و خطا خواهد
بود و بنابر این می توانیم انتخاب هایمان را تغییر داده و یا اصلاح نماییم
. اما اگر این کار، یعنی عزل و نصب از ما بر نیاید و مقامی باشد که اصولا
عزل و نصب شدنی نباشد بلکه کشف شدنی باشد ، دیگر چه نیازی به رای و نظر ما
خاکیان " سجاده شراب آلوده " است .
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت را اگر در سلوک عارفانه ، امکان باده گساری با
راه نشینان زمینی باشد در سیاست چنین نسبتی با یکدیگر ندارند . آنجا همه
تسلیم است و موسی وار زیر حکم خضر رفتن و اینجا همه انتخاب است و اختیار.
من بشر خاکی خواب آلوده برق عصیان زده راه نشین هر چه انتخاب کنم همچون
خودم خواهد بود و اصولا انتخاب آن گاه معنا خواهد داشت که زمینی باشیم و
جایزالخطا . آیا در باور مصباح یزدی و پیروانش " رهبر مکشوف " همین صفات را
دارا می باشد ؟ اگر او نیز همچون ما گناه کاران ، متصف به این صفات است ،
پس قابل عزل و نصب است و اگر چنین نیست و آنها از خاک دیگری رسته اند و
باید کشف شوند ، چه نیازی به انتخابات و کیسه رای .
یادم رفت آن مثال ابتدایی را برای چه زدم ؟ بله !. خواستم بگویم نزاع بر سر
تهیه لیست کاندیدهای انتخابات خبرگان ، نزاعی بیهوده است . همسایه که ارث
نمی برد . ما را از این مرده ریگ انتخابات سهمی نیست.
ما برادران و خواهران اینان نیستیم . ما همسایه ایشانیم . چونان ، همسایگی
زمین و آسمان . و شاید از آن هم دورتر . پس مزاحم کشف ایشان نشویم
بهزاد مهرانی
وب لاگ نویس و فعال حقوق بشری
www.behzadmehrani.blogfa.com
|