سیاسی ، خبری ، تحلیلی و فرهنگی                                                                                  

صفحه نخست

تماس

پیوندها

زنان

نوا نما

حقوق بشر

بیانیه ها

مقالات

 

جهان اسلام به نجات مردم ایران برخیزد!

دبیر کل حزب الله ایران گفت: "خداوند ما را برای تصرف کل دنیا آفریده است". آیت الله سید محمد باقر خرازی افزوده گفت: "هدف هر حزب اللهی باید اتحاد جماهیر اسلامی برای فتح کل دنیا باشد". درست شنیدید: آیت الله باقر خرازی می گوید: خداوند ما را برای تصرف کل دنیا آفریده است! یعنی به تسلط بر نهاد ریاست جمهوری ایران اکتفاء نمی کنند. اشغال قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی درایران نیز برایشان کافی نیست. حتی تسلط بر شیعیان منطقه و جهان هم آنان را ارضا نمی کند. تصرف سراسر جهان اسلام نیز برایشان کافی نیست. آنها استیلاء بر کل دنیا را آرزو می کنند و با گستاخی ادعا می کنند که پروردگار عالم این رسالت را به عهده آنان نهاده و آنها "رسول الله" هستند و نه کمتر!

آیت الله احمد جنتی نیز در یکی از خطبه های نماز جمعه گفته بود: فردا سراسر دنیا به تصرف اسلامی درمی آید و هنگامی که حضرت مسیح زنده شود، صلیب را می شکند و اسلام می آورد. پیش از آن هم آیت الله جنتی گفته بود: آنکه مسلمان شیعه نیست، حیوان فساد کننده روی زمین است.

هنگامی که شایع کردند باراک اوباما نامزد مقام ریاست جمهوری ایالات متحده از حزب دموکرات نام میانی اش حسین است و مسلمان است، افزودند که اگر او در انتخابات پیروز شود، اسلام کاخ سفید را نیز به تسلط خود درآورده است! (بعدها اوباما تائید کرد که نامش میانی اش حسین است، ولی هرگز مسلمان نبوده و نیست و ایالات متحده را زادگاه خود و کانون آرمانهای خویش می داند).

محمود احمدی نژاد نیز قول می دهد که کاروان ایران به منزلگه آخر نزدیک می شود و می گوید: ایران قدرت اول جهان است.

 اینانند که می خواهند به بمب اتمی نیز دسترسی یابند و آن را برای اجرای رؤیاهای رجز خوانانه خویش "واجب دینی" می دانند. احمدی نژاد، همان مرد هزار گلوله که دستانش تا مرفق به خون جوانان ایرانی آلوده است، در سخنان خود می افزاید: ملت ایران (یعنی جمهوری اسلامی ایران که قصد جهانگشائی دارد) تا محو ظلم و فتنه از جهان، لحظه ای کوتاه نخواهد آمد.

یک دم فکر نمی کنند که وظیفه سیاسی، اخلاقی و انسانی شان آن است که چون در ایران قدرت را به دست گرفته اند، اول دین خود را نسبت به برادران و هموطنان خویش ادا کنند. اول مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند، گرسنگی و فقر و بیماری را از میان بردارند، از سرکوب و شکنجه و زندان دست بردارند، حق مردم خویش را پاس دارند، با شهروندان همانند انسان رفتار کنند، فتح عالم و تسخیر دنیا و تسلط بر سراسر کره زمین پیشکششان!

ولی این شیوه شناخته شده همه کوتوله دیکتاتورهای جهان است که از یک سو مردم خود را سرکوب می کنند و از سوی دیگر به مجیزگوئی و تملق نسبت به آنان می پردازند- از یک سو وعده زندگی بهشتی می دهند و از سوی دیگر قادر به حل اساسی ترین مشکلات ملت خویش نیستند- از یک سو کشورهای دیگر را به نابودی تهدید می کنند و از سوی دیگر ادعا کرده می گویند: ما از اتم قصد بهره گیری مسالمت آمیز داریم.

مردم ایران نگرانند. حق هم دارند بسیار نگران باشند . اگر اینانند که بر آنها حکومت می کنند، تنها پروردگار عالم می داند که فردا ممکن است ایران زمین را به چه مصیبتی بکشانند. برایشان کافی نیست که بر گرده مردم ایران سوار شده اند و درآمد کلان نفت را برباد می دهند و به حماس و جهاد اسلامی می بخشند و صرف اتم و موشک می کنند.

همه دنیا را طلب می کنند و شرم ندارند از این که چنین آرزوی ابلهانه خویش را به زبان بلند بیان کنند.

ادعا کرده اند که این سخنان، آنان را در جهان اسلام محبوب ساخته است و با گفتن این حرف که اسرائیل نابود باید گردد و هولوکاست وجود نداشته و هیتلر جنایتی مرتکب نشده، می توانند در میان مسلمانان دنیا محبوبتی به دست آورند. مشکلشان آن است که شیعیان اثنی عشری تنها ده درصد از مسلمانان جهان را تشکیل می دهند و آن 90 درصد دیگر اهل تسنن هستند که خود را مسلمانان واقعی و شیعیان را گمراه و دور از اسلام می دانند.

دیداری که هفته پیش همراه با گروهی از روزنامه نگاران و کارشناسان امور سیاسی با اعراب شمال اسرائیل و شهرداران و رهبران آنها داشتیم، برای شناخت این زاویه از جهان اسلام و فلسطینیان آموزنده بود.

 از میان جمعیت هفت میلیون و چند صد هزار نفری اسرائیل، حدود 20 درصد عرب هستند که اکثریت قریب به اتفاق آنان مسلمانند و کمتر از 10 درصد به دین مسیح و یا ادیان دیگر تعلق دارند.

 رهبر جنبش اسلامی اسرائیل (شاخه جنوبی) فرد میانسالی است که شیخ عبدالله نمر درویش نام دارد- و امروز نه تنها مورد احترام بسیاری از مسلمانان اسرائیلی است، بلکه در میان فلسطینیان و جهان عرب نیز از وزنه سنگینی برخوردار است. شیخ نمر درویش نخستین عرب اسرائیلی بود که 29 سال پیش برای مبارزه علیه اسرائیل یک سازمان تروریستی به نام اسرة الجهاد برپا ساخت و براین باور بود که اسرائیل را باید نابود کرد. ولی امروز او در راس نهضت اسلامی اسرائیل، خواهان تفاهم و همکاری بین همگان است. او احمدی نژاد را انسانی ناپخته می داند که ممکن است ایران و منطقه را به پرتگاه بکشاند و بر سخنان موعظه گونه او لبخند تمسخر می زند.

رهبران مذهبی وهابی در عربستان حکومت دینی ایران را برای جهان اسلام و پیروان تسنن یک فاجعه می دانند. مقامات ارشد اردنی بارها نسبت به خطر تسلط شیعه آشکارا سخن گفته و مسلمانان را از آن برحذر داشته اند. در عراق، نزاع بین شیعه و سنی هر روز قربانیان تازه ای می طلبد و در افغانستان و پاکستان و کویت و بحرین و دیگر نقاط نیز رقابت و درگیری بین شیعه و سنی قربانی  می گیرد.

در همان زمانی که حکومت ایران سخت برای رسیدن به بمب هسته ای تلاش می کند، گروه تروریستی القاعدة به تقویت نفوذ خود در کشورهای اسلامی و بسیج جوانان فریب خورده و مسلمان ادامه می دهد و هر روز توان بیشتری می یابد.

 در حالی که رژیم ایران از هنگام به قدرت رسیدن گروه حماس در نوار غزه کوشید آن سازمان را زیر نفوذ خود بگیرد و صدها میلیون دلار کمک نقدی در اختیارش گذاشت و جنگ افزار و ابزار ترور برایش فرستاد، خبر می رسد که عوامل القاعدة نیز به آن سرزمین فرستاده شده اند که به آسانی خواهند توانست تلاش حکومت ایران را برای تسلط بر حماس خنثی کنند و خود جانشین آنان شوند.

بسیاری از سران عرب آشکار یا پنهان گفته اند که خطر رژیم شیعه ایران بسیار جدی تر از نزاع فلسطینیان با اسرائیل است و شایسته دانسته اند که در حل این نزاع و رفع آن بکوشند تا با قاطعیت بیشتری بتوانند برای رویاروئی با خطر ایران شیعه موضع گیری کنند.

حکومت ایران گسترش گرایش های مذهبی افراطی در جهان اسلام را به حساب خود می نویسد و آن را برگرفته از مرامهای آیت الله خمینی و رهنمودهای او معرفی می کند. ولی خود سران ایران نیز خوب می دانند که قدرت گرفتن گروههای اسلامی یکی از پیامدهای جانبی فروپاشی اتحاد شوروی و نبرد بین ماتریالیسم و کاپیتالیسم بوده است که یک خلاء فکری و سیاسی و اجتماعی بوجود آورد که افراط گرایان مذهبی به سرعت آن را پر کردند.

بی تردید فتنه انگیزیهای رژیم ایران ، حمایت گسترده آن از سازمانهای ترور و پول کلانی که در این راه هزینه می کند، در گسترش گرایش های دینی و افراط گرای اسلامی مؤثر بوده، ولی مسلما به روی کار آمدن گروه القاعدة و طالبان و تقویت گرایش های وهابی و سلفی را نمی توان به حکومت ایران نسبت داد، بلکه بعکس آنها نیز نوعی واکنش نسبت به یکه تازیهای حکومت ایران در جهان اسلام بوده است.

سخنان گزافه گویانه برخی سران حکومت ایران که ادعا می کنند بزودی اسلام (و در واقع نسخه آنان از اسلام) دنیا را فرا خواهد گرفت و جهان را به تسلط خود درخواهد آورد، یا نشان ساده اندیشی آنان است و یا از ابعاد شیادی و شعبده بازی آنان حکایت دارد- که می خواهند با این امیدهای واهی سر مردم ایران را گرم نگاه دارند و کوتاهی های خود در حل مشکلات واقعی ملت را پرده پوشی کنند.

در ظرف 29 سالی که آنان در ایران قدرت را به دست دارند، نتوانسته اند اسلام نسخه خود را حتی به یک کشور دیگر منطقه یا جهان صادر کنند. میلیاردها دلار پول هزینه کرده اند و هنوز یک حکومت شبیه نظام آنان، در هیچیک از کشورهای منطقه یا جهان برپا نشده است.

برای تبلیغ باورهای مذهبی خود در میان دیگر ملت های جهان نیز مبالغ بسیار کلان پاشیده اند. ولی شمار سنی مذهبان که به آئین تشییع درآمده اند شاید از صد نفر بالاتر نرود، ولی در هر حال زیر یک هزار نفر است.

گروه اسلامی القاعدة و طالبان افغانستان شیعیان را بزرگترین دشمن خود دانسته و می دانند و آن را در فتاوی اسامة محمد بن لادن می توان جستجو کرد. هنگامی که فتوای سی و چند صفحه ای ابومصعب الزرقاوی رهبر معدوم القاعدة در عراق، در ایران منتشر شد، مقامات خشم گرفتند که چرا این اسرار ناخوشایند افشا می شود. زیرا الزرقاوی به صراحت نوشته بود که شیعیان را از یهودیان نجس تر می داند. حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی با ناخرسندی از آنانی که این سند را در ایران نیز انتشار داده بودند، گفت که چرا باید از چنین اختلاف عمیق بین شیعه و سنی پرده برداشت؟

حکومت دینی ایران جهان اسلام را به سوی خشونت و ترور و خونریزی می کشاند و در ممالک سنی نشین نیز گروههای ترور اسلامی می کوشند مردم را با خویش همراه کنند و از اسلام نهادی خشونت طلب و بیرحم بسازند. در تظاهرات برخی مسلمانان در لندن که در اعتراض به انتشار کاریکاتورهائی علیه حضرت محمد برگزار شد، پلاکاردهائی دیده می شد که روی آنها نوشته شده بود: سر هر غیر مسلمان را که به حضرت رسول توهین روا دارد، از بدن جدا می کنیم.

بی تردید ماهیت اسلام و هویت دین حضرت رسول چنین نیست!

آنانی که اسلام را گرامی می دارند و به پیامهای سلم و آشتی ایمان دارند، باید به پا خیزند، ندای خویش را بلند کنند و مسلمانان را به دوستی و همزیستی و آشتی با جهان رهنمون گردند.

  هم آنان، باید ندای کمک خواهی مردم ایران را نیز بشنوند و آنان را از این رژیم فاجعه آفرین برهانند.

 همایش جهانی برای رها سازی اسلام از افراط گرائی و خشونت، در شرائط  امروز جهان، بزرگترین واجب دینی است که رهبران کشورهای مسلمان و دلسوزان جهان اسلام باید در برگزاری آن بکوشند.

 

اورشلیم:  شنبه 11 اسفند 1386 برابر با اول مارس 2008

 

 

بازگشت به صفحه نخست