امــــا بعــــــد
«نشیداُلحِمار»
بخشی ست ازمنظومهء
«گفتمان الرجال»
که در اینجــا به منــاسبت فــرارسیــدن بیست و دوم بهمن
و شــرکت مجدد «حضرت مغبون اُلمُلک» در«تظاهرات ِ
دشمن شکــن» تـقــدیم ِ خــواننــدگــان ِ عـزیــز می شـود :
نـَشیـــد اُلــحِــمــــــــار
سرودِ مغبـون المُلک ومنکوب اُلـرجـال ومصـدوم الفـلات،
آمیرزا عومقُلی بیک ِ قهرمان :
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
«شهیدِ راهِ دین» می پـرورُم مو
«شهیدِ راهِ دین» می پـرورُم تا
سگان را بر شکم پیه آورُم مو !
*
خرُم مو ، گاهی از خر خر ترُم مو
نوای بـُلبـُل از خر می خرُم مو
نوای بـُلبـُل از خر، خوش نوایی ست
برای روزِ محشر می برُم مو!

*
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
طربناک از صدای عرعرُم مو
صدای عرعر از عرش است گویی
که آبونمان ِ پای منبرُم مو !
*
خرُم مو، گاهی از خر خرترُم مو
که هردم دیده بر مــَـــه می دَرُم مو
مو هردم دیده بر مَـــه می دَرُم تا
رخ ِ جــّلاد ِ خود را بنگرُم مو
*
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
سیاست پیشگان رادلبرُم مو
سیاست پیشگانُم سینه چاکند
که خاکِ در ولی تاج ِ سرُم مو !
*
خرُم مو، گاهی از خر خرترُم مو
به زنجیرِ خُرافات اندرُم مو
خرافات و خری از یک نژادند
ولیکن از نژادِ برترُم مو !
*
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
به بازارِ خرافات اندرُم مو
همه بود و نبودُم بر طبق بی
بیا بستون ، شریعت می خرُم مو!
*
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
کلیدِ خانه و قُفل ِ درُم مو
کلیدِ خانه یُم در دستِ دزدان
چو شب شد، خاکِ عالم بر سرُم مو !
*
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
به زیرِ خر سواران مُضطرُم مو
سواری می ستانند و نگویند
خرُم مو ، تا نپندارُم خرُم مو!
*
خرُم مو، گاهی از خر خرترُم مو
به گاری بسته میری لاغرُم مو
غیوری ، ارجمندی ، قهرمانی
وطن سوی سعادت می برُم مو!
*
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
نجیبی ، آریایی گوهرُم مو
به مُلکِ ما چموشی ناسپاسی ست
نه از مغرب زمین ، از خاورُم مو!
*
خرُم مو ، گاهی از خر خرترُم مو
به اخلاق از خرِ غربی سرُم مو
سعادت در سپاس از سروران است
از این رو در سپاس از سرورُم مو !
...............................................
آوریلِ
2004 جربه [تونس]