با
انتشار خبر هلاک شدن عماد مغنیه ابر تروریستی که طراحی و اجرای
بسیاری از جنایات تکان دهنده حزب الله لبنان را در سراسر جهان
به عهده داشت، حکومت ایران پیامهای تسلیت اخطارآمیز انتشار داد
و حسن نصرالله سرکرده این سازمان آدمکشی تهدید کرد که جهان را
به آتش خواهد کشید.
همه
سران حکومت اسلامی ایران در عزای یک ابرتروریست که مسؤول
مستقیم ریخته شدن خون صدها نفر انسان بی دفاع و غیرنظامی بوده
به سوگ نشسته اند و یقه می درند. آیت الله خامنه ای او را
"مایه سرافرازی و سربلندی" می خواند و وعده می دهد که صدها
عماد مغنیه دیگر به وجود خواهند آمد. رهبر حکومت اسلامی ایران
این ابرتروریست را که مسؤول جنایات تکان دهنده بی شمار بود
"نماد آزادیخواهی و مبارزه با ستم" می خواند. از دیدگاه خامنه
ای ترور کردن و انسان کشتن نماد آزادیخواهی و اوج عدالت است.
در
تهران عزاداری به راه می اندازند و در بیروت به راه پیمائی می
پردازند و نصرالله تهدید می کند که سراسر جهان را به صحنه جنگ
علیه اسرائیل مبدل خواهد ساخت و در نماز جمعه تهران از او
تجلیل می کنند و حکومت ایران یک گروه اطلاعات و تحقیق به دمشق
می فرستد تا بررسی کند که این جنایتکار مزدور را که کشته و
چگونه کشته است. گوئی عماد مغنیه یکی از مهره های درشت نظام
خشونت و وحشت در ایران بود، که این چنین از او تجلیل می کنند و
به عزایش نشسته اند.
آیا
همین واکنش نمی تواند دلیل آشکاری بر تروریست بودن و تروریست
پرور بودن رژیم اسلامی ایران باشد؟
آیا
همین پیامهای عزا که سران حکومت ایران در صف و نوبت ایستاده
اند تا یکی یکی خطاب به سران حزب الله لبنان صادر کنند و این
به اصطلاح مصیبت عظمی را تسلیت بگویند، نشان آن نیست که حکومت
ایران پشت سر عملیات تروریستی حزب الله بوده و هست و با کمک
این مزدوران است که می کوشد در دنیا هرج و مرج برپا کند و خون
بریزد و مصیبت و فاجعه بیافریند؟
این
عزاداریهائی که حکومت ایران به راه انداخته و آن ابرتروریست را
"فرمانده اعظم نیروهای انقلابی و اسلامی در لبنان و فلسطین" می
خواند، قاطع ترین دلیل بر این واقعیت است که انفجار سفارت
اسرائیل در بوئنوس آیرس و انفجار ساختمان آمیا (کانون همیاری
یهودیان آرژانتین) به دستور حکومت ایران و توسط عماد مغنیه
طراحی شده و به دست عوامل محلی حزب الله و حکومت ایران اجرا
گردیده است.
آیا
حکومتی را در دنیا سراغ دارید که این چنین در مرگ یک
ابرتروریست اجنبی آشکارا به عزا بنشیند و از او تمجید و تجلیل
کند؟ حتی حکومت سوریه نیز هلاکت مغنیه را با سکوت نسبی تلقی
کرد و سخنی نگفت که حمایت از ترور و تحسین از یک تروریست تلقی
شود- زیرا سوریه همانند حکومت ایران در فهرست رژیمهای تروریست
پرور قرار دارد، ولی از واکنش جهانی بیمناک است و آن گستاخی و
بی پروائی احمدی نژاد و خامنه ای را ندارد که این چنین آشکار
در کنار تروریست ها قرار گیرد. سوریه تا کنون بارها از جانب
ایالات متحده به خاطر پناه دادن به تروریست ها و سازمان های
ترور عربی و فلسطینی مورد توبیخ و هشدار قرار گرفته و تعهد
کرده است این سازمانها را برچیند و آن افراد را بیرون کند- که
هنوز چنین نکرده است.
از
پیامهای به صطلاح تسلیتی که سران حکومت ایران به مناسبت نابودی
عماد مغنیه انتشار داده اند این تصور ایجاد می شود که در رژیم
دینی در ایران همه واژه ها معکوس گردیده و همه مفاهیم مسخ و
تحریف شده است. احمدی نژاد عماد مغنیه را فردی می خواند که
"مدافع ایمان و پاکی و حقوق ملت ها" بوده است. او را "قربانی
راه خداپرستی، آزادی و دفاع از کرامت انسانی" لقب می دهد – و
انسان به یاد آن بانوی یهودی آرژانتینی می افتد که در دفتر کار
خود در ساختمان چندین طبقه آمیا نشسته و ناگهان انفجاری او را
تکه تکه می کند و ساختمان فرو می ریزد و دهها تن نیز در زیر
آوار جان می بازند- و یا مسافران هواپیمای
TWA
که قربانی می شوند و سربازان آمریکائی که برای برقراری نظم و
کمک به مردم لبنان آمده بودند و انفجار ناگهانی و شدید آنان را
به دیار نیستی می فرستد.
حسن
نصرالله که در سخنرانی روز پنجشنبه نیز جرات نکرد از لانه خود
بیرون آید و سخنرانی او به روی پرده سینمائی منعکس شد، اعلام
جنگ همه جانبه می دهد و می گوید که از این پس هیچ اسرائیلی و
هیچ چیزی که به اسرائیلیان مربوط می شود در هیچ نقطه جهان از
عملیات تروریستی در امان نخواهد بود. چه دلیلی بهتر از این
تهدید آشکار جنگی برای اثبات ماهیت تروریستی حزب الله لبنان و
ارباب آن در تهران؟
جز گروه
تروریستی القاعدة، کدام سازمانی می تواند تهدید کند که در هر
کشور و هر نقطه، هر هدفی را که مربوط به اسرائیل و یهودیان
باشد مورد تعرض قرار دهد؟
کدام
قدرت مالی و توانائی های نظامی و امکانات راهبردی در اختیار
این سازمان تروریستی قرار دارد که این چنین زور بازو نشان می
دهد و به رجز خوانی می پردازد؟
زورشان
به آمریکا نمی رسد و اسرائیل را مسؤول هلاکت عماد مغنیه می
دانند. این ابرتروریست به همان اندازه که در فهرست جنایتکاران
مورد تعقیب در اسرائیل قرار داشت، زینت بخش لیست بزهکاران
خطرناک مورد تعقیب در ایالات متحده نیز بود. آمریکا چگونه می
تواند قتل بیش از 300 تن از تفنگداران دریائی خود را در دو
انفجار تروریستی دو دهه پیش در بیروت فراموش کند؟
اسرائیل
از نخستین روز اعلام موجودیت دوباره خود با ترور عربی روبرو
بوده است. این ترور حتی سال ها پیش از آنکه اسرائیل خودفرمانی
خویش را دوباره به دست آورد آغاز شد و شاید اکنون صد سال است
ادامه دارد. ولی این ترور هرگز نتوانسته است جلوی پیشرفت و
تعالی و ترقی اسرائیل و مردم آن را بگیرد. هرگز نتوانسته است
دموکراسی اسرائیل را حتی برای یک لحظه متوقف کند. آنها دائما
اسرائیلی کشته اند و اسرائیل در همان حال که با یک دست از خود
و شهروندان خویش دفاع کرده، با دست دیگر به سازندگی ادامه داده
است و این روند همچنان دنبال خواهد شد.
منوچهر
متکی وزیر امور خارجه رژیم ایران در دیدار با خالد مشعل سرکرده
گروه تروریستی حماس که در دمشق جای خوش کرده، به او توصیه کند
که نبرد مسلحانه علیه اسرائیل (یعنی ترور و آدم کشی) ادامه
یابد و به او می گوید: نترسید، زیرا امسال سال وحشت و ناامیدی
برای اسرائیل خواهد بود. گوئی منوچهر متکی نیز تنش به تن احمدی
نژاد خورده که هاله نور دور سرش می درخشد و به هذیان گوئی دچار
شده است.
متکی در
دیدار با سرکرده گروه تروریستی جهاد اسلامی آزادی فلسطین (که
آنهم دست پرورده حکومت ایران است) همان سخنان را بازگو می کند
و به عبدالله رمضان شلاح هم می گوید: مبادا اسلحه خود را زمین
گذارید – که امسال پیروزیهای بیشتری در انتظار شماست.
پیام
متکی خطاب به سازمانهای ترور آن است که به تلاش آدمکشی ادامه
دهند و خون بیشتری بریزند- زیرا ماهیت حکومت های خون و ترور از
ادامه تنش و تشنج شکل می گیرد و هر اندازه آشوب بیشتر شود، آن
حکومت ها بیشتر جان می گیرند. ضحاک مار به دوش را به یاد آورید
که هر روز از مغز دو نوجوان تغذیه می کرد.
پس از
آن تهدیدهای پر از خشم نصرالله که گفت دنیا را به آتش خواهد
کشید، آیا جهانیان با یک دور تسلسل تازه مرگ و خونریزی روبرو
خواهند بود؟ آیا فاجعه فروپاشی برجهای دوقلوی نیویورک تکرار
خواهد شد؟
بی
تردید نباید این تهدیدها را دست کم گرفت. حفظ جان انسانی ایجاب
می کند که اسرائیل و ایالات متحده و دیگر کشورهای جهان به همه
تدابیر لازم دست بزنند تا نگذارند حزب الله (و در واقع رژیم
تروریست پرور اسلامی ایران) بتوانند تهدیدهای خود را عملی کنند.
ناکام
ماندن نیت های پلید و تروریستی حزب الله و حکومت ایران و همه
گروههای آدمکش اسلامی و فلسطینی و غیرفلسطینی به میزان قاطعیت
جهان در ایستادگی در برابر ترور و تروریست بستگی دارد.
سرکوب
حزب الله در داخل لبنان، برانداختن رژیم تروریست پرور حزب بعث
در سوریه و ایستادگی قاطعانه در برابر زیاده خواهی ها و گستاخی
های رژیم ایران، اینها همه بهترین نسخه برای ناکام گذاشتن نیت
های تروریستی است.
جهان
غرب باید بیدار شود و این تهدیدها را جدی بگیرد و بداند که هر
گونه مماشات و سازشکاری، در دراز مدت خود امنیت و حتی موجودیت
غرب را به خطر خواهد انداخت.
آگاهان
امور ضد تروریستی در اسرائیل می گویند حزب الله لبنان دست کم
در 50 کشور دارای شبکه های پنهان است. مسلم است که این گروه
تروریستی که در فهرست سیاه ایالات متحده نیز قرار دارد، بدون
برخورداری از کمک های آشکار و پنهان رژیم ایران نمی توانست به
چنین قدرتی برسد.
سفارتخانه های حکومت ایران در سراسر جهان و همچنین دیگر
نهادهای دیپلماتیک رژیم و مراکز فرهنگی و تبلیغاتی ایران، همه
و همه در اختیار حزب الله لبنان قرار دارد.
معاون
وزیر خارجه جمهوری اسلامی، علیرضا شیخ عطار در سخنان خود عماد
مغنیه را "فرمانده بزرگ مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین" توصیف
کرد. از دیدگاه رژیم ایران ترور و آدمکشی جنبه مقاومت دارد و
مشروع و مجاز است و جنایات تروریستی نشان آزادی و مهر و عدالت
است. عطار در واقع با دادن لقب "فرمانده بزرگ مقاومت فلسطین"
به عماد مغنیه، نشان داد که حزب الله لبنان و جهاد اسلامی
فلسطین و حماس و دیگر سازمانهای ترور، علیرغم اسامی گوناگون و
متفاوت، از یک آبشخور تغذیه می شوند و یک هدف را دنبال می کند
و آن وحشت افکنی در جهان است که در زیر پرچم آن بتوانند
آرزوهای هذیان وار خویش را پیش برند و در راه تسلط دینی و فکری
بر دنیا تلاش کنند- که بالاخره روزی پوزه آنها به خاک مالیده
خواهد شد-
ولی
زمان آن، به قاطعیت جهانی در مبارزه با این فتنه گران بستگی
تام و تمام دارد.
اورشلیم: شنبه 27 بهمن 1386 برابر با 16 فوریه 2008